غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کن

بکش دست نوازش بر سرم دیگر تماشا کن

۲

به تیغ طعنه بی جوهری خونم چه می ریزی؟

چو آیینه مرا رویی بده، جوهر تماشا کن

۳

مرا از کسوت بخت سیه عریان کن و بنگر

بیفشان ز اخگر من گرد، خاکستر تماشا کن

۴

مباد آب در چشمت بگردد از فروغ او

بپوشان چشم را آنگاه این گوهر تماشا کن

۵

رگ خامی ندارم، میوه شاخ بلندم من

عیار این سخن از چهره چون زر تماشا کن

۶

ندارم در جگر آهی، اگر باور نمی داری

بنه از استخوانم عود در مجمر تماشا کن

۷

هلاکم کرد و می سوزد به خاکم شمع کافوری

پس از عمری به من دلسوزی اختر تماشا کن

۸

هزاران بوسه در پرواز گرد آن دهن بنگر

هجوم تشنگان را بر لب کوثر تماشا کن

۹

بخوان در بوستان یک مصرع از اشعار من صائب

میان عندلیبان شورش محشر تماشا کن

بازگشت به سروده‌های صائب