مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن
به یاران خون خوراندن، باده را تنها رسانیدن
این شعر به احساس تنهایی و دشواریهای ارتباط با دیگران اشاره دارد. شاعر بیان میکند که نوشیدن به تنهایی و رساندن باده به یاران، مروت نیست. در این جهان که از شرابخواری خالی شده، شاعر به دنبال میگردد تا به بزم و شادی بپیوندد. او همچنین میگوید که دلش به دریافت عشق و محبت نیاز دارد و تلاشهایش برای جلب توجه دیگران بیحاصل است. در نهایت، شعر به ناامیدی از برقراری ارتباط و انتقال احساسات اشاره میکند و نشان میدهد که انسانها در جهان پر از بیعدالتی، قادر به پرواز و بیان احساسات خود نیستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن
به یاران خون خوراندن، باده را تنها رسانیدن
خرابات جهان خالی شد از خونابه آشامان
می یک بزم می باید مرا تنها رسانیدن
به کاوش نیست حاجت چشمه دریا دل ما را
ندارد حاصلی ناخن به داغ ما رسانیدن
شرار از سنگ تا آمد برون پروازش آخر شد
چه بال و پر توان در سینه خارا رسانیدن؟
ز دوری گشت سیل نوبهاران خرج راه اینجا
که خواهد قطره ما را به آن دریا رسانیدن؟
چه حاصل جز خجالت داد پیش آن قد رعنا؟
بس است ای باغبان سرو سهی بالا رسانیدن
اگر در بال همت نارسایی نیست چون شبنم
توان خود را به خورشید جهان آرا رسانیدن
نیارد مرغ پر زد در هوا از گرمی خویش
به آن ظالم که خواهد نامه ما را رسانیدن؟
به اندک فرصتی از هم خیالان پیش می افتد
تواند هر که صائب پیش مصرع را رسانیدن