فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
به شمع دولت بیدار باشد دامن افشاندن
این شعر به نکات اخلاقی و اجتماعی اشاره دارد. شاعر از تبعیض و بیرحمی نسبت به فقیران انتقاد میکند و به اهمیت دوستیابی و دوری از خودخواهی اشاره میکند. او تأکید میکند که افراد باید از فرصتها بهره ببرند و به دیگران کمک کنند، زیرا با گسترش محبت و دوستی، برکات بیشتری حاصل میشود. همچنین از عواقب غفلت و بیتوجهی به ارزشهای معنوی سخن میگوید و توصیه میکند که باید به اجتماع پاکان بپیوندیم تا از زنگار غفلت پاک شویم. او در انتها به لطافت و زیبایی انسانها اشاره میکند و میگوید که محبت و زیبایی را باید در درون خود پرورش دهیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
به شمع دولت بیدار باشد دامن افشاندن
مگردان روی گرم از دوستان تا دولتی داری
که از یک شمع روشن می توان صد شمع گیراندن
به خاموشی ز زخم خصم بد گوهر مشو ایمن
که آب تیغ طوفان می کند در وقت خواباندن
دهد هر کس به ریزش دست خود در زندگی عادت
به نقد جان به آسانی تواند دست افشاندن
بپوشان دیده از خود، در حریم وصل محرم شو
که با دریا یکی گردد حباب از چشم پوشاندن
ز دل زنگار غفلت می زداید صحبت پاکان
که در گوهر نگردد سبز، رنگ آب از ماندن
دل بی تاب دارد دور باش خانه زاد از خود
مروت نیست ما را چون سپند از بزم خود راندن
لطیف افتاده است از بس که آن سیمین بدن صائب
خط نارسته را زان صفحه رومی توان خواندن