غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شراب لعل از لبهای دلبر می‌توان خوردن

می بی دردسر زین جام و ساغر می‌توان خوردن

۲

به حرف تلخ ازان لبهای میگون برنمی‌گردم

که می هر چند باشد تلخ بهتر می‌توان خوردن

۳

به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون

کدامین قند را دیگر مکرر می‌توان خوردن؟

۴

اگر روی عرقناک تو در مد نظر باشد

چو آب زندگی گرمای محشر می‌توان خوردن

۵

اگر چه تلخ گفتارست آن شیرین دهن صائب

فریب وعده او را چو شکر می‌توان خوردن

بازگشت به سروده‌های صائب