ز کوی یار آسانی کی توان قطع نظر کردن؟
که بیرون رفتن از دنیاست از کویش سفر کردن
این شعر درباره عشق و وابستگی به محبوب است. شاعر میگوید که قطع رابطه با یار کار آسانی نیست و خارج شدن از دنیا به معنای فرار از محبوب است. او به اهمیت توجه به وضعیت زیر دستان و محبت به آنها اشاره میکند و میگوید که دل همیشه آماده دریافت مژدهای از محبوب است. همچنین به تلخی و شیرینی زندگی اشاره میکند و درباره قدرت عشق و تأثیر نگاه محبوب بر جهان سخن میگوید. در پایان، شاعر به پاکی و صفای نفس تاکید دارد و از پیچیدگیهای زندگی یاد میکند که باید با دقت از آنها عبور کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز کوی یار آسانی کی توان قطع نظر کردن؟
که بیرون رفتن از دنیاست از کویش سفر کردن
مشو غافل ز حال زیردستان در زبردستی
که سر را پاس می دارد به زیر پا نظر کردن
تپیدن های دل آماده است این مژدگانی را
چه افتاده است پیش از آمدن ما را خبر کردن؟
تو کآخر می کنی خون در جگر امیدواران را
دهان تلخ ما شیرین نبایست از ثمر کردن
چو از گفتار شیرین تنگ شکر می کند گوشت
به طوطی از مروت نیست امساک شکر کردن
مکن ای پادشاه حسن مژگان را عنانداری
چو تسخیر جهانی می توان از یک نظر کردن
نیالاید به دنیا هر که دامان خود از پاکی
تواند چون سیاوش سالم از آتش گذر کردن
ز پیچ و تاب کن هموار صائب رشته خود را
که می باید ترا از دیده سوزن گذر کردن