خطر دارد به محفل از کمند وحدت افتادن
به گرداب بلا از حلقه جمعیت افتادن
این شعر درباره خطرها و چالشهای زندگی و روابط انسانی است. شاعر به اهمیت وحدت و جمعیت اشاره میکند و خُسران ناشی از افتادن به گرداب مشکلات را گوشزد میکند. او میگوید که مراقبت از رفتار و اعمال خود ضروری است و نباید به غفلت دچار شد. همچنین، بر ارتباط بین حالت روحی و اجتماعی و تأثیر آن بر سرنوشت فرد تأکید میکند و نشان میدهد که پیشرفت و ترقی ممکن است در سایه تنگنظری یا نادانی از دست برود. در نهایت، شاعر به ارزش حسن نیت و دوری از افتادن در تنگناهای مالی و روحی اشاره میکند و بر اهمیت انتخابهای صحیح در زندگی تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خطر دارد به محفل از کمند وحدت افتادن
به گرداب بلا از حلقه جمعیت افتادن
کنون کز گرم رفتاری چراغی می شود روشن
گرانجانی است چون سنگ مزار از غفلت افتادن
ترا آن روز اهل دل شمارند از سبکباران
که بتوانی به رقص از بانگ طبل رحلت افتادن
ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
گوارا کرد بر من چاه را از قیمت افتادن
ترقی در تنزل بوده است اقبالمندان را
که ابراهیم ادهم شد تمام از دولت افتادن
درخت خشک از سعی بهاران برنمی گیرد
چه حاصل در کهنسالی به فکر طاعت افتادن؟
شکایت می کنند از تنگدستی کوته اندیشان
که کافر نعمتی بار آورد در نعمت افتادن
برات سرنوشت آسمانی برنمی گردد
چه لازم در طلسم اختیار ساعت افتادن؟
نیندازد زوال از حال خود خورشید تابان را
چه نقصان پاک گوهر را ز اوج عزت افتادن؟
مدار از حسن نیت دست در کار جهان صائب
که طاعت می کند اوقات را، خوش نیت افتادن