ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟
که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان
در این شعر، شاعر به درد و رنج معصومان و مظلومان اشاره میکند و از ظلم ظالمین میگوید. او بیان میکند که چطور معصومان از ظلم غافلند و هیچ کافری نمیتواند نصیحتهای حق را بشنود. شاعر به عواقب گناهان اشاره میکند و اینکه در قیامت، معصومان ممکن است با خجالت روبرو شوند. همچنین به زیبایی و صفای عشق اشاره میکند و به وضعیت محرومان و دوری از محبوب واقعی میپردازد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که باید در فرصتی، از حال محرومان یاد کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟
که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان
نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!
مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان
اگر در دامن محشر گنه این آبرو دارد
بسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان
صفا می بارد از آب گهر آیینه دولت
مهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان
به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائب
بگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان