غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۸۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟

که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان

۲

نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!

مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان

۳

اگر در دامن محشر گنه این آبرو دارد

بسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان

۴

صفا می بارد از آب گهر آیینه دولت

مهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان

۵

به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائب

بگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان

بازگشت به سروده‌های صائب