نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
چشم زرین چنگ آن غارتگر دین را ببین
این شعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد و شاعر با استفاده از تصاویری زنده، ویژگیهای ظاهری و تأثیر عمیق او بر دل عاشقان را بیان میکند. معشوق با چشمان زرین و زلفانی زیبا توصیف شده و شاعر به این نکته اشاره میکند که تماشای او چنان شگفتانگیز است که دیگر پندهای خوبان اهمیت چندانی ندارد. شاعر همچنین به حالت خود پس از دیدن معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیباییها او را مست و خراب کرده است. در پایان، شاعر از شنونده میخواهد که از زیباییهای معشوق لذت ببرد و به عواقب عشق و فراق توجه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
چشم زرین چنگ آن غارتگر دین را ببین
پیش آن رو حرف خوبان ختن گفتن خطاست
زیر چین زلف، آن رخسار ماچین را ببین
در دل شب گر ندیدی صبح عالمتاب را
در لباس عنبرین آن سرو سیمین را ببین
گر ندیدی شاخ گل را با خزان آمیخته
بر سر دوش من آن دست نگارین را ببین
ای که می پرسی چرا گردیده ای مست و خراب؟
آن لب میگون و آن چشم خمارین را ببین
خنده کبک است در گوشش فغان عاشقان
سرگرانی را نظر کن، کوه تمکین را ببین
گر ندیدی ریشه جان بر لب آب حیات
گرد آن لبهای میگون خط مشکین را ببین
صائب از دامان گل دست طمع کوتاه دار
زخمی خار ندامت دست گلچین را ببین