گوی سیمین ذقن، زلف چو چوگان را ببین
در رکاب ماه نو خورشید تابان را ببین
این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای عشق و معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساساتی عمیق را به تصویر میکشد. از زلف معشوق که همچون گوی و چوگان است، تا خورشید و ماه که نماد روشنی و زیباییاند. شاعر به تشنگی عاشقان و درد دلهای خستگان اشاره میکند و در پایان به قدرت و عظمت عشق اشاره دارد، بهگونهای که عشق میتواند فرد را از خود رها کرده و به دنیای زیباییها هدایت کند. بهطور کلی، شعر بیانگر شور و شوق عاشقانه و جاذبههای معنوی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گوی سیمین ذقن، زلف چو چوگان را ببین
در رکاب ماه نو خورشید تابان را ببین
گر ندیدی بر لب کوثر هجوم تشنگان
گرد لعل آبدارش خط ریحان را ببین
خستگان را در دل شبهاست افزون پیچ و تاب
در سواد زلف، دلهای پریشان را ببین
در غبار تیره نتوان دید ماه عید را
گرد هستی برفشان ابروی جانان را ببین
با خودی در تنگنای دیده موری اسیر
خیمه بیرون زن ز خود ملک سلیمان را ببین
جلوه بی پرده می سوزد پر و بال نگاه
در ته ابر تنک خورشید تابان را ببین
دست بردار از عنان اختیار خود چو موج
آنگه از دریای رحمت مد احسان را ببین
خط باطل نیست در دیوان آن جان جهان
زیر هر موج سرابی آب حیوان را ببین
باغ جنت مشت خاشاکی است از گلزار غیب
سر فرو بر در گریبان، باغ و بستان را ببین
از رکاب عشق صائب دست همت بر مدار
زیر پای خود سر گردون گردان را ببین