جلوه مستانه آن سرو قامت را ببین
چشم بگشا موجه دریای رحمت را ببین
این شعر به تصویرسازی زیبایی از زیباییها و عمق معنویات میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که به جلوههای دلانگیز و حقیقتهای عمیق زندگی دقت کند. او به سر و سامان طبیعت، نور خورشید، و معانی عمیق مانند وحدت و حقیقت اشاره میکند. شاعر با استفاده از نمادها و تمثیلهای مختلف، از جمله دریا، گل، و نشانههای الهی، ما را به بینش و درک عمیقتری از زندگی و جهان اطراف دعوت میکند. همچنین، تأکید بر بیپرده بودن حقیقت و اهمیت درک درست از مقامات معنوی و روحانی نیز در این شعر وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جلوه مستانه آن سرو قامت را ببین
چشم بگشا موجه دریای رحمت را ببین
سر به جای ذره می رقصد درین نخجیرگاه
تیغ بازی های آن خورشید طلعت را ببین
موجه دریا نگنجد در دل تنگ حباب
بگذر از سر جوهر تیغ شهادت را ببین
سیر سیل نوبهاران بر فراز پل خوش است
در جهان آب و گل شور حقیقت را ببین
ریسمان را پنبه کردن صرفه حلاج نیست
در لباس کثرت ای منصور وحدت را ببین
نیست چون از غیب روزی دیده حق بین ترا
چهره آیینه داران حقیقت را ببین
می چکد خون حلال من ز طرف دامنش
لاله بی داغ صحرای شهادت را ببین
می درخشد دولت از بال هما چون آفتاب
در جبین جغد انوار سعادت را ببین
تار و پود مخمل از خواب پریشان بسته اند
دست بالین کن شکر خواب فراغت را ببین
غافل از اسباب شکرای خواجه خودبین مشو
بر سر هر رهگذر ارباب حاجت را ببین
می توان در پرده حسن یار را بی پرده دید
صائب از ارباب معنی باش و صورت را ببین