سرو گلزار ارم یا قامت دلجوست این؟
زلف مشکین یا کمند گردن آهوست این؟
این شعر توصیفاتی زیبا و شاعرانه از معشوق و زیباییهای او دارد. شاعر با استفاده از تصاویری خیالانگیز، ویژگیهای ظاهری و باطنی عشق و زیبایی را به تصویر میکشد. او معشوق را به گلزار، زلفهایش را به کمند و خال صورتش را به عنبر تشبیه میکند. این شعر همچنین به قدرت عشق و تأثیر آن بر سرنوشت عاشقان اشاره دارد و با زبان زیبا و استعارههای غنی، در عین حال به وحشی بودن و جاذبههای معشوق پرداخته است. در نهایت، شاعر با نگاهی دقیق به زیبایی و تلخی عشق، مرز بین حقیقت و خیال را میکاود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرو گلزار ارم یا قامت دلجوست این؟
زلف مشکین یا کمند گردن آهوست این؟
اختر صبح سعادت، مرکز پرگار عشق
تخم آه آتشین یا خال عنبربوست این؟
بال شاهین نظر، طغرای شاهنشاه حسن
طاق آتشگاه عارض یا خم ابروست این؟
پرده دار آب حیوان، ابر گلزار بهشت
تار و پود جامه کعبه است یا گیسوست این؟
موج آب زندگی یا جوهر تیغ قضا
سرنوشت عاشقان یا پیچ و تاب موست این؟
ز آفتاب عارضش خط شعاعی سوخته است
یا به دور ماه رویش زلف عنبربوست این؟
حسنش از خط می کند منشور زیبایی درست
یا دعای چشم زخم آن بهشتی روست این؟
فتنه ها از یک گریبان سر برون آورده اند
یا صف مژگان به گرد نرگس جادوست این؟
خضر می روید به جای سبزه از جولانگهش
آب حیوان یا خرام قامت دلجوست این؟
چرب می سازد علم از خون آهوی حرم
رحم در خاطر ندارد، غمزه جادوست این
اینقدر وحشی نمی باشد ز مردم آدمی
یا پریزاد قباپوش است، یا آهوست این
از نگاه دیده قربانیان رم می کند
سخت وحشی طینت و بسیار نازک خوست این
سربرآورده است صائب زان گریبان آفتاب
یا غلط کرده است مشرق را قمر، یاروست این؟
نیست بزم شاه جای دم زدن جبریل را
پیش شاه نکته دان صائب چه گفت و گوست این؟