غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون

گوهر ما سفته از گنجینه می آید برون

۲

ناز او با من بود از دیده حیران که حسن

سر گران از خانه آیینه می آید برون

۳

کنج عزلت را غنیمت دان که می ریزد ز هم

مشک تا از خرقه پشمینه می آید برون

۴

در نمی گیرد فسون در مار چون شد اژدها

مشکل از دل کینه دیرینه می آید برون

۵

صائب از دل می رود بیرون خیال خط او

ریشه جوهر گر از آیینه می آید برون

بازگشت به سروده‌های صائب