راز عاشق از لب خاموش می آید برون
دود زود از آتش خس پوش می آید برون
این شعر بیانگر عواطف و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر به توصیف رازهای عشق و زیباییهای آن میپردازد. عشق را به آتش و دود تشبیه میکند که از درون شعله میزاید و دیالوگی بین عاشق و معشوق ایجاد میکند. همچنین از زیباییهای عشق و اثراتی که بر روی روح و ذهن انسان میگذارد سخن میگوید. شاعر به هالهای از زیبایی و شگفتیهای عشق اشاره میکند و بیان میکند که حتی در کهنسالی، عشق و شادی جوانی را در وجودش زنده نگه میدارد. به طور کلی، این شعر نمادی از قدرت عشق و تاثیری است که بر زندگی انسان میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
راز عاشق از لب خاموش می آید برون
دود زود از آتش خس پوش می آید برون
از رگ ابری پر از گوهر شود چندین صدف
یک زبان از عهده صد گوش می آید برون
زان به روی دست جا بخشند مستان جام را
کز حریم میکشان خاموش می آید برون
حسن او از خلوت آیینه با آن محرمی
از کمال شرم شبنم پوش می آید برون
قامتش قلاب گشت و از سرش غفلت نرفت
خواجه را این پنبه کی از گوش می آید برون؟
دیده های پاک، تر دست است در ایجاد حسن
هاله را اینجا مه از آغوش می آید برون
در کهنسالی جوانتر گشت صائب فکر من
زین ته خم باده سرجوش می آید برون