آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
تیر صائب زین کمان بی زور می آید برون
این شعر به بیان احساسات و افکار عمیق انسانی، به ویژه در مورد عشق، حسرت و تأثیرات زندگی بر انسانها میپردازد. شاعر به قدرت اشک و احساسات اشاره میکند و نشان میدهد که حتی دلهای سنگین هم میتوانند رحم و احساسات را از خود بروز دهند. سخن از عشق و آرزوهایی که در دل انسان میجوشند نیز به میان میآید. در نهایت، شاعر به تضاد عشق و حواس پرتیهای زندگی اشاره میکند و به تأثیرات آن بر زندگی افراد، به ویژه در سنین بالا میپردازد. به طور کلی، شعر نقش عواطف و احساسات را در شکلگیری تجربیات انسانی مورد تأمل قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
تیر صائب زین کمان بی زور می آید برون
مو اگر از کاسه فغفور می آید برون
باد نخوت از سر مغرور می آید برون
رحم ازین دلهای سنگین هم تراوش می کند
اشک اگر از دیده های کور می آید برون
حد شرعی مست بی حد را نمی آرد به هوش
دار کی از عهده منصور می آید برون؟
گفتگوی راست روشن می کند آفاق را
از دهان صبح صادق نور می آید برون
پرده عیب کسان را هر که اینجا می درد
بی کفن در روز حشر از گور می آید برون
نیست حرف عشق را تأثیر در افسردگان
بی نمک ماهی ز بحر شور می آید برون
در دل من کرد حشر آرزو آن خط سبز
از زمین در نوبهاران مور می آید برون
شرم عشق پاک در خلوت یکی گردد هزار
از حریم وصل دل مهجور می آید برون
حرص مردم در کهنسالی دو بالا می شود
بال و پر وقت رحیل از مور می آید برون