عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
روی نورانی ز زیر ابر ماه آرد برون
این شعر به عواطف و احساسات انسانها در مواجهه با گناه، شرم و تلاش برای رهایی از مشکلات اشاره دارد. شاعر از گریههای عاصیان بر اثر شرم و ظهور نور و حقیقت سخن میگوید. او به تلاش و اراده قوی نیاز دارد تا از چاهی که در آن افتاده خارج شود و به هدفهای خود برسد. همچنین، بیان میکند که درد و رنجهای عمیق همواره به عواطف و صادق بودن ارتباط دارد و برعکس، کسانی که نیتهای ناپاک دارند به زودی رو میشوند. در نهایت، شاعر بر این باور است که تنها افرادی که از عمق دلشان آه میکشند، به هدفهای واقعی و روحانی خود خواهند رسید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
روی نورانی ز زیر ابر ماه آرد برون
برنمی آید ز تن بی همت مردانه دل
رستمی باید که بیژن را ز چاه آرد برون
عزم صادق را مده از کف که با خوابیدگی
سر ز جیب منزل مقصود راه آرد برون
در کمان سخت نتواند اقامت کرد تیر
دردمندی از جگر بی خواست آه آرد برون
از دل صافم خجل گردید خصم بد گمان
این زر خالص محک را روسیاه آرد برون
جای حیرت نیست، خون بسیار گردیده است مشک
آن لب میگون اگر خط سیاه آرد برون
ریشه جوهر برون ز آیینه آسان می کشد
هر سبکدستی که از دل حب جاه آرد برون
می رسد صائب به وصل آفتاب بی زوال
هر که آهی از جگر چون صبحگاه آرد برون