غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟

ره نیابد دردرون چون حلقه در گوش من

۲

در میان سرو، قمری دست خود را حلقه کرد

چند باشد حلقه بیرون در آغوش من؟

۳

چون شراب کهنه ام آسوده در مینا، ولی

می نماید خویش را در کاسه سر، جوش من

۴

کوه را از بردباری گرچه بر سر می نهم

سایه دست نوازش برنتابد دوش من

۵

دشمنان را می شود از هیبت من دل دو نیم

جوهر تیغ دو دم دارد لب خاموش من

۶

بیش می گردد جنون من ز سنگ کودکان

نیستم بحری که از لنگر نشیند جوش من

۷

چون شکرخندی دهد رو، می شوم صائب غمین

نیش چون زنبور در دنبال دارد نوش من

بازگشت به سروده‌های صائب