تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن
ای ستمگر رشته امید ما کوته مکن
این شعر به نوعی از امید و استقامت در مسیر زندگی اشاره دارد. شاعر از شخصی میخواهد که در برابر مشکلات و سختیها تسلیم نشود و از امید و دعا دست نکشد. او بر این نکته تأکید میکند که برای دستیابی به هدفها و آرزوها، باید به تلاش ادامه داد و از حمایت و هدایت کسانی که در راه درست هستند، بهرهمند شد. در ضمن، اشارهای به قدرت دعا و تأثیر آن در حل مسائل و مشکلات زندگی نیز وجود دارد. شاعر به زیبایی و شگفتیهای زندگی اشاره میکند و میخواهد که هیچکس به راحتی امیدش را از دست ندهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن
ای ستمگر رشته امید ما کوته مکن
می شود جان تازه از آواز پای آشنا
از مزار کشتگان خویش پا کوته مکن
کشتی بی بادبان کمتر به ساحل می رسد
دست از دامان مردان خدا کوته مکن
سرسری از فیض صحرای طلب نتوان گذشت
از شتاب این راه را ای رهنما کوته مکن
بی کشش نتوان به پای آهن این ره را برید
دست خود ای سوزن از آهن ربا کوته مکن
می گشاید از دعا هر عقده مشکل که هست
مشکلی چون رودهد دست از دعا کوته مکن
شمع را فانوس از آفات می دارد نگاه
دست از دامان آن گلگون قبا کوته مکن
شکر این معنی که داری در حریم غنچه راه
از قفس پای خود ای باد صبا کوته مکن
می شود صائب دعا در دامن شب مستجاب
دست خود زنهار ازان زلف دوتا کوتاه مکن