مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
چشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن
در این شعر، شاعر به احساسات و اندیشههای عاشقانه و عارفانه خود میپردازد. او از دیگران میخواهد که در شادیهای ظاهری بیوجه خود نغمهسرایی نکنند و به درد و رنج او توجه کنند. شاعر تأکید میکند که اگر چشم او به حقیقتی نرسد، عشق و دلباختگیاش را از دست ندهد. او همچنین به قدرت و خطر عشق اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را در این مسیر یاری کند. در نهایت، او سینهاش را به عنوان جایگاه عشق و معرفت میشناسد و از دیگران میخواهد به آن احترام بگذارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
چشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن
چشم اگر کافر شود از کس متاع دل مگیر
زلف اگر زنار بندد غارت ایمان مکن
ای خدا ناترس آن چاک گریبان را بپوش
شعله آه مرا در انجمن عریان مکن
از برای امتحان اول نمک بر داغ زن
گر بنالم سوده الماس را سامان مکن
سینه صائب زیارتگاه ارباب دل است
گر مسلمان زاده ای این کعبه را ویران مکن