رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
این در واکرده را در بسته از دربان مکن
این شعر به تذکر نکاتی درباره زندگی و رفتارهای انسانها میپردازد. شاعر به ما میگوید که نباید به دنبال قدرت و ثروت در پنهانکاری باشیم و از فرصتهای موجود بهرهبرداری کنیم. او بیان میکند که در دل عدالت، زندگی و حیات وجود دارد و نباید به دنبال منابع گمنام افتاد. همچنین هشدار میدهد که روح را نباید به جسم سنگین گره زد و از درگیریها دوری کنیم تا مغلوب نشویم. شاعر به اهمیت خندان بودن در زندگی اشاره کرده و میگوید که در برابر چشمان دیگران حقیر نشوید و زندگی را بیهدف نگذرانید. او به این نکته تأکید دارد که در برابر دردهایی که چارهای ندارند، باید سکوت کرد و زندگی را صرف چیزهای بیارزش نکنیم. در نهایت، او به خطرات تکیه بر مسائل سطحی اشاره کرده و توصیه میکند که در مشکلات، امید و اعتماد به نفس خود را از دست ندهیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
این در واکرده را در بسته از دربان مکن
هست در عین عدالت آب جان بخش حیات
چون سکندر جستجوی چشمه حیوان مکن
می توان از جوع تا جسم گران را روح کرد
روح را جسم گران از سیری ای نادان مکن
از سپر انداختن تا می شود مغلوب خصم
از نیام قهر تیغ خویش را عریان مکن
صبح را رخسار خندان از شفق در خون کشید
مد عمر خویش کوتاه از لب خندان مکن
می گدازندت به چشم شور چون ماه تمام
همچو ماه نو قبول پرتو احسان مکن
تا نگردی خوار در چشم عزیزان جهان
یوسف بی جرم را زنهار در زندان مکن
اختیار سر چو در دست تو ای سرگشته نیست
زندگی را صرف در فکر سر و سامان مکن
جز خموشی درد بی درمان ندارد چاره ای
شکوه چون بی طاقتان از درد بی درمان مکن
از نظر بازی دل معمور می گردد خراب
خانه ای را از برای روزنی ویران مکن
در نظر واکردنی طی می شود عمر حباب
تکیه ای بی مغز بر عمر سبک جولان مکن
دل به دریا کرده را هر موج صائب ساحل است
دست چون شستی ز جان اندیشه از طوفان مکن