غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن

خشک مغزی در بهار جانفزای خط مکن

۲

قطع پیوند محبت می کند مکتوب خشک

سرکشی با عاشقان در ابتدای خط مکن

۳

می کند بیدار آب این سبزه خوابیده را

تیغ را از ساده لوحی آشنای خط مکن

۴

چشم تا بر هم زنی این مور گردیده است مار

بی سبب تعجیل در نشو و نمای خط مکن

۵

شعله خس می شود خامش به اندک فرصتی

تکیه بر حسن سبکسیر صفای خط مکن

۶

از زبان بازی پریشان می شود زلف حواس

شانه را تا می توانی آشنای خط مکن

۷

می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک

زلف را باز از سر خود از برای خط مکن

۸

حکم نتوان بر فلک راندن به تقویم کهن

ناز بر صاحبدلان در انتهای خط مکن

۹

از نزول آیه رحمت خجل گشتن خطاست

روی خود پنهان ز صائب از حیای خط مکن

بازگشت به سروده‌های صائب