غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن

گر توانی آشنایی با نگاه خود مکن

۲

رنگ بر رخساره عصمت مبادا بشکند

دستبازی با سر زلف سیاه خود مکن

۳

قبله من، عکس در شرع حیا نامحرم است

خلوت آیینه را هم جلوه گاه خودمکن

۴

خاطر رنگ حیا از برگ گل نازکترست

شاخ گل را زینت طرف کلاه خود مکن

۵

لشکر غارتگر خط می رسد از گرد راه

تکیه بر جمعیت زلف سیاه خود مکن

۶

پند صائب را در گوش غرور حسن ساز

بیش ازین آزار جان بی گناه خود مکن

بازگشت به سروده‌های صائب