غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن

رخنه در بنیاد کوه بیستون زین تیشه کن

۲

بگسل از طول امل سررشته پیوند دل

میوه نخل حیات خویش را بی ریشه کن

۳

چون بود معشوق شیرین، جان شیرین قحط نیست

نقد جان چون کوهکن نقل دهان تیشه کن

۴

با پری در شیشه کردن دیو را انصاف نیست

عقل را واکن ز سر در کار عشق اندیشه کن

۵

بوی این می خرمن عقل را بر باد داد

آنچه کردی در قدح ساقی دگر در شیشه کن

۶

بوته خاری است صائب چرخ از صحرای عشق

گر نداری زهره شیران گذر زین بیشه کن

بازگشت به سروده‌های صائب