در حضور بلبلان خاموش می باید شدن
همچو شاخ گل سراپا گوش می باید شدن
این شعر روان و عمیق به اهمیت سکوت و تامل در زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید در جمع بلبلان خاموش، باید به دقت گوش داد و از فرصتها بهرهبرداری کرد. همچون صدف، در جستجوی گنجینههای درونی خود، فرد باید در مواجهه با زندگی آرام و ساکت باشد. بیانگر این است که برای درک عمیقتر از چیزها، گاهی باید خاموش ماند و به تماشا نشست. شاعر همچنین به لزوم عشق ورزی و بهرهمندی از جوانی اشاره میکند و میگوید زندگی شاداب و پر از عشق باید با آگاهی و سکوت همراه باشد. در نهایت، به اهمیت پذیرش تلخیها و نیشها در زندگی اشاره میکند و خواهان این است که انسان در مقابل دشواریها قانع باشد و از لذتها نیز بهرهبرداری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در حضور بلبلان خاموش می باید شدن
همچو شاخ گل سراپا گوش می باید شدن
تا به اندک فرصتی گنجینه گوهر شوی
چون صدف در بحر هستی گوش می باید شدن
گر زبان آتشین چون شمع داری در دهن
پیش صبح خوش نفس خاموش می باید شدن
می کند کار نمک در باده اظهار شعور
چون به مستان می رسی بیهوش می باید شدن
مهر خاموشی به لب زن چون نداری معرفت
بر سر خوان تهی سرپوش می باید شدن
چشم اگر داری که خواب سیر در منزل کنی
زیر هر بار گرانی دوش می باید شدن
در بهار نوجوانی عشق ورزیدن خوش است
آتشی تا هست صرف جوش می باید شدن
گرچه نتوان گرد آن ماه تمام از شرم گشت
هاله آسا جمله تن آغوش می باید شدن
جاده های نیش صائب منتهی گردد به نوش
در جهان قانع به نیش از نوش می باید شدن