غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خانه سوز و آشیان پرداز می باید شدن

با نسیم صبح هم پرواز می باید شدن

۲

چون قفس در هم شکست از خود رمیدن مشکل است

پیشتر آماده پرواز می باید شدن

۳

تا زبان آور شوی چون شمع در دلهای شب

با خموشی روزها دمساز می باید شدن

۴

چون جوانمردان نه ای گر در زیان غالب شریک

با زیان و سود خلق انباز می باید شدن

۵

چشم وام از حلقه های زلف می باید گرفت

محو آن حسن سراپا ناز می باید شدن

۶

نیست آسان عشق با خوبان نوخط باختن

تخته مشق عتاب و ناز می باید شدن

۷

آستین بر شعله آواز می باید فشاند

سرمه خاموشی غماز می باید شدن

۸

تا شوی مانند صائب در سخن عالی مقام

خاک پاک هر سخن پرداز می باید شدن

بازگشت به سروده‌های صائب