شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن
دار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن
این شعر به بررسی احساسات مختلف انسان در عشق و زندگی میپردازد. شاعر از شوق و عشق میگوید که میتواند سخت و دشوار باشد ولی در عین حال شیرین و دلپذیر میشود. او به تضادهای زندگی اشاره میکند، مانند غم و شادی که با هم در هم تنیدهاند. شاعر از تغییرات زمان و پیری صحبت میکند و تأکید میکند که زمان همه چیز را تغییر میدهد. همچنین به ناامیدیها و مشکلات دنیا اشاره میکند و به این نکته میپردازد که در نهایت همه چیز به نوعی به آرامش و آشتی میانجامد. در آخر، شاعر اشاره میکند که در دلش امیدی وجود دارد که به بصیرت و درک عمیقتری از زندگی منجر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن
دار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن
عشق دارد سختیی اما گوارا می شود
بیستون بر کوهکن رطل گران خواهد شدن
هست اگر هر گریه ای را خنده ای در چاشنی
ریشه غم در دل ما زعفران خواهد شدن
از هواداران مشو غافل که وقت برگریز
طوق قمری سرو را خط امان خواهد شدن
چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد
از ورق گردانی دوران جوان خواهد شدن
گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوار
خضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن
رشته سر در گم ما را نخواهد یافتن
سوزن عیسی اگر بر آسمان خواهد شدن
زین شکست و بست کز گردون مرا در طالع است
استخوانم مغز و مغزم استخوان خواهد شدن
صائب آن آیینه رو خواهد به فکر ما فتاد
طوطی خاموش ما شکرفشان خواهد شدن