غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن

دار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن

۲

عشق دارد سختیی اما گوارا می شود

بیستون بر کوهکن رطل گران خواهد شدن

۳

هست اگر هر گریه ای را خنده ای در چاشنی

ریشه غم در دل ما زعفران خواهد شدن

۴

از هواداران مشو غافل که وقت برگریز

طوق قمری سرو را خط امان خواهد شدن

۵

چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد

از ورق گردانی دوران جوان خواهد شدن

۶

گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوار

خضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن

۷

رشته سر در گم ما را نخواهد یافتن

سوزن عیسی اگر بر آسمان خواهد شدن

۸

زین شکست و بست کز گردون مرا در طالع است

استخوانم مغز و مغزم استخوان خواهد شدن

۹

صائب آن آیینه رو خواهد به فکر ما فتاد

طوطی خاموش ما شکرفشان خواهد شدن

بازگشت به سروده‌های صائب