عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن
با نواسنجان قدسی همنفس خواهد شدن
این شعر به وضعیت ناپایدار و تغییرپذیر زندگی اشاره دارد. شاعر به سرنوشت محتوم موجودات و زیباییها میپردازد و میگوید که هیچ چیز دائمی نیست. مرغ وحشی، که نماد آزادی است، بالاخره به قفس خواهد افتاد. همچنین، او به زیباییهای ظاهری و شیرینیها اشاره میکند که ممکن است روزی به تلخی و زوال تبدیل شوند. تصاویر مختلفی از طبیعت و موجودات زنده به کار میروند تا نشان دهند که همه چیز در معرض تغییر و زوال است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، حس ناامیدی و گذرا بودن لذتها و زیباییها را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن
با نواسنجان قدسی همنفس خواهد شدن
پرتو خورشید را زنجیر کردن مشکل است
از همان راهی که آمد بازپس خواهد شدن
چون گل این هنگامه خوبی که بر خود چیده ای
از خزان زیر و زبر در یک نفس خواهد شدن
از فغان دردمندان بیضه فولاد تو
عاقبت پر رخنه مانند جرس خواهد شدن
تیغ بی رحمی خط سبز از میان خواهد کشید
روزگار دار و گیر زلف بس خواهد شدن
این لب شیرین که می داری دریغ از طوطیان
روزی موران و پامال مگس خواهد شدن
این گل رویی که می گردد ز شبنم داغدار
زخمی تیغ زبان خار و خس خواهد شدن
زهر در پیمانه لعل تو خواهد کرد خط
چشم بدمستت گرفتار عسس خواهد شدن
همچو بار طرح، آخر ساعد سیمین تو
بار دوش و گردن اهل هوس خواهد شدن
آن لب میگون که آب خضر از وی می چکد
ناگوارا چون شراب نیمرس خواهد شدن
در خزان ناامیدی ها دل سنگین تو
بر مراد صائب آتش نفس خواهد شدن