غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن

چون مه نو شهره آفاق می گردد سخن

۲

می کند جمعیت دل گفتگو را منتظم

از پریشان خاطری اوراق می گردد سخن

۳

گر بیفشارند پای خامه را ارباب فکر

زود با عرش برین هم ساق می گردد سخن

۴

بکر معنی را بود در سادگی حسن دگر

بی صفا از زیور اغراق می گردد سخن

۵

می کند گه در مزاج سردمهران کار زهر

گاه زهر غصه را تریاق می گردد سخن

۶

می کند این آب روشن را روان استادگی

از تأمل شهره آفاق می گردد سخن

۷

رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره

ناگوار طبع از اغلاق می گردد سخن

بازگشت به سروده‌های صائب