به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
ورنه خواهد گشت از غیرت نهان از خویشتن
این اشعار نشاندهنده حالتی از خودآگاهی و دروننگری هستند. شاعر به بیان غم و تنهایی خود میپردازد و از تفاوت میان ظاهر و باطن سخن میگوید. او به قدرت درون خویش و مستقل بودن از دیگران اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند از خود دور شود، حتی اگر در تلاش برای فرار باشد. اشعار به وضوح نشاندهنده جستجوی یاری و ارتباطات عمیق انسانی، همچنین حسرت و ناامیدی از فقدان این ارتباطات هستند. از ابراز هویت شخصی و تلاش برای فهم این هویت نیز در این شعر خبری وجود دارد. کلیدواژههای دیالوگهای درونی، گریز از خویشتن و حیات عاطفی مهمترین مضامین این شعر هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
ورنه خواهد گشت از غیرت نهان از خویشتن
بی نیازست از بدآموزان دل بی رحم او
دارد این شمشیر سنگین دل، فسان از خویشتن
از غم محرومی ارباب بینش فارغ است
حسن مستوری که می گردد نهان از خویشتن
می کند در هر نگاهی روی شرم آلود او
از عرق ایجاد چندین دیده بان از خویشتن
نیست پروای سلاح آن را که چون مژگان کج
می تواند ساختن تیر و کمان از خویشتن
آتش افسرده ام کز یک نسیم التفات
می توانم کرد انشا صد زبان از خویشتن
یوسف پاکیزه دامن از زلیخا چون گریخت؟
می گریزد آشنای او چنان از خویشتن
چون توانم یافت صائب راه کوی یار را؟
من که عمری شد نمی یابم نشان از خویشتن