چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن
این شعر به موضوعات مختلفی از جمله عشق، زیبایی، و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر به اهمیت پنهان کردن احساسات و زیباییها اشاره میکند و بیان میدارد که عشق را نمیتوان بهراحتی در معرض دیگران قرار داد. همچنین، به دشواریهای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی و جامعه اشاره شده و به جوانمردی و بخشندگی بهعنوان ارزشهای مهم تاکید شده است. در نهایت، شاعر یادآوری میکند که دانش و حکمت از هر علم دیگری ارزشمندتر است و به ضرورت هوشیاری در مواجهه با مشکلات زندگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن
پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است
عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن
کار بر شیرازه زلف تو مشکل می شود
ورنه آسان است دلها را پریشان ساختن
می تواند مور، اگر بخت سخن یاری کند
پایتخت خویش از دست سلیمان ساختن
می چکد جای عرق خون از جبین آفتاب
نیست آسان سنگ را لعل بدخشان ساختن
از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب
عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن
چون صدف پیش ترشرویان برای قطره ای
دست خود را کاسه دریوزه نتوان ساختن
پیش دانا از تمام علم ها بالاترست
خویش را با دانش سرشار نادان ساختن
یا ز سیلاب حوادث رو نباید تافتن
یا نباید خانه در صحرای امکان ساختن
بر سر گفتار صائب را قدح می آورد
کار آیینه است طوطی را سخندان ساختن