بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
گل ز زخم خار شد امن از سپر انداختن
این متن به بررسی مفاهیمی نظیر تحمل، ندامت، تسلیم در برابر قضا، و چالشهای روابط انسانی میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که نمیتوان با خصومتها کنار آمد و برای ارسال پیام درست، باید از خشونت و کینه به دور بود. همچنین، اشاره میکند که در جوانی باید از ندامت و غفلت خود آگاه بود و در نهایت، با وجود مشکلات و دشواریها، راهی جز پذیرش قضا و قدر وجود ندارد. در این راستا، بر اهمیت سینه صاف و خالی از کینه در روابط انسانی تأکید میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
گل ز زخم خار شد امن از سپر انداختن
غافل از آه ندامت در جوانی ها مشو
کز کمان حلقه ممکن نیست تیر انداختن
زنگ غفلت بیش شد از گریه مستی مرا
چون به تردستی توان آیینه را پرداختن؟
با قضای آسمانی چاره جز تسلیم نیست
گردن دعوی نباید زیر تیغ افراختن
می توان با خار در یک پیرهن بردن به سر
لیک دشوارست با (نا)سازگاران ساختن
ز آتش دوزخ ملایم طینتان را باک نیست
زر دست افشار آسوده است از بگداختن
منبر از دار فنا منصور اگر سازد رواست
حرف حق را از ادب نبود به خاک انداختن
دشمنان کینه جو را می نماید سینه صاف
از غبار کینه صائب سینه را پرداختن