از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
در حرم محراب می جویند این نادیدگان
این شعر به نقد و تحلیل انسانها و جامعه میپردازد و به بررسی ویژگیهای آنان در مورد عشق، فهم، و حقیقت میپردازد. شعر به معانی عمیقتری اشاره دارد، از جمله اینکه بسیاری از افراد به دنبال چیزهایی هستند که به آنها واقف نیستند و از واقعیات زندگی غافلاند. در عین حال، افرادی هستند که درک عمیقتری از زندگی و عشق دارند و اگرچه با چالشها و مشکلاتی مواجهاند، در عوض درک بهتری از حقیقت دارند. شاعر به مسائلی مانند خجالت اجتماعی، نداشتن بصیرت و عدم شناخت عیبهای دنیا اشاره میکند و همچنین بر اهمیت درک و آگاهی در زندگی تأکید میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که انسانهایی که به طبیعت واقعی خود و جایگاهشان در جهان پی ببرند، میتوانند درک بهتری از زندگی و عشق داشته باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
در حرم محراب می جویند این نادیدگان
شوق را افسرده می سازد وصال دایمی
می برند از وصل لذت بیش هجران دیدگان
می شوند از سادگی در بوته خجلت گلاب
چون گل بی درد در باغ جهان خندیدگان
عیب دنیا را نمی بینند با صد چشم خلق
گرچه بی پرده است در چشم نظرپوشیدگان
نیستند از روی میزان قیامت منفعل
با دو چشم عاقبت بین خویش را سنجیدگان
در شبستان لحد خواب فراغت می کنند
در دل شبها ز بیداری به خود پیچیدگان
هر که دستار تعین از سر خود وا نکرد
در صف مردان بود کمتر ز سر پوشیدگان
می شوند از لاغری در هفته ای پا در رکاب
از فروغ عاریت چون ماه نوبالیدگان
چون گل رعناست می را زردرویی در قفا
سرخ رو باشند دایم خون دل نوشیدگان
قدر درویشی کسی داند که شاهی کرده است
راحت ساحل شود ظاهر به طوفان دیدگان
از خموشی های اهل فهم در تحسین شعر
می خلد افزون به دل تحسین نافهمیدگان
با کمال بی بری باشند صائب تازه رو
در گلستان جهان چون سرو دامن چیدگان