بر سر آشفتگان دستار می باشد گران
کف بر این سیل سبکرفتار می باشد گران
این شعر به بررسی ارزش و دشواریهای مختلف زندگی میپردازد. شاعر با بیانی دلنشین به ناتوانی از پذیرش نیکوکاری و زحمتهای مختلف اشاره میکند و نشان میدهد که برخی از مسایل زندگی به دلیل عدم درک و آگاهی، بر دوش انسانها سنگینی میکند. او با مثالهایی مانند یوسف در زندان و زخمهای ناشی از فقدان و جدایی، به ناپایداریهای دنیا و چالشهای انسانی میپردازد. در نهایت، شاعر بر اهمیت آگاهی، ادب و ارزشهای انسانی تأکید میکند و میگوید هر کدام از این مسائل در زندگی ما میتواند تجربیات و احساسات عمیقتری را به وجود آورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر سر آشفتگان دستار می باشد گران
کف بر این سیل سبکرفتار می باشد گران
نیست هر دستی که از احسان خود منت پذیر
بر دلم چون تیغ لنگردار می باشد گران
تن پرستان را به صحرای ملامت بار نیست
پای خواب آلودگان بر خار می باشد گران
یوسف از جوش خریداران به زندان رخت برد
بر عزیزان گرمی بازار می باشد گران
تازه سازد داغ ماتم دیدگان را ماه عید
زخم ناخن بر دل افگار می باشد گران
دارد از گلچین خطر بی دور باش ناز حسن
بر چمن پیرا گل بی خار می باشد گران
بر دل آیینه ای کز گفتگو گیرد جلا
طوطی خاموش چون زنگار می باشد گران
نیست در بزم بزرگان هرزه خندی از ادب
کبک خندان بر دل کهسار می باشد گران
از نگه زحمت مده هر لحظه چشم یار را
پرسش بسیار بر بیمار می باشد گران
نیست بی صورت، تراش خط آن آیینه رو
سبزه بیگانه بر گلزار می باشد گران
می کنم پهلو تهی چون سنگ از دیوانگان
بر غیوران دیدن همکار می باشد گران
بر تو از کوه گنه رفتن ز دنیا مشکل است
بر گرانباران ره هموار می باشد گران
بی نمک در باده گلرنگ می ریزد نمک
در حریم میکشان هشیار می باشد گران
روی شرم آلود را پیرایه ای در کار نیست
شبنم بیگانه بر گلزار می باشد گران
اهتمام کارفرما می شود سربار آن
بر دل هر کس که ذوق کار می باشد گران
بر دل آزادگان چون خواب غفلت وقت صبح
آرزوی دولت بیدار می باشد گران
نیست بر دل از پریزادان غباری قاف را
بر دل صائب کجا افکار می باشد گران؟