دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران
نخل های بی ثمر بر باغبان باشد گران
این شعر به بررسی ارزشها و احساسات انسانی میپردازد. شاعر به بیثمری و ناکامی در زندگی اشاره میکند و از عشق و شهادت به عنوان آرمانهای عالی یاد میکند. او مطرح میکند که دنیا و تمام نعمتهای آن ارزش واقعی عشق را ندارند و انتظار میرود که عشق و درد از آنجا که عمیق و فراوان است، بر زندگی انسان سایه افکند. در این بین، شاعر به عمق درد و رنجی که با عشق و صفای دل همراه است، اشاره کرده و میگوید که صحبت کردن درباره دنیا و مسائل دنیوی در میان اهل دل بیفایده است. در نهایت، او به یاد خود و ارزش آن در دلهای لطیف و نازک تأکید میکند، نشاندهنده تقدس و ارزش عمیق عشق و معنویت در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران
نخل های بی ثمر بر باغبان باشد گران
ما سبکروحان به امید شهادت زنده ایم
پیش ما ذکر حیات جاودان باشد گران
هر دو عالم چیست تا نتوان بهای عشق داد؟
قیمت یوسف چرا بر کاروان باشد گران؟
هر سر موی مرا آورد در فریاد درد
میزبان گردد سبک، چون میهمان باشد گران
بی هوای عشق، سر بر کشتی جسم است بار
کار لنگر می کند چون بادبان باشد گران
تشنه خون هوسناکان بود عشق غیور
میهمان بی ادب بر میزبان باشد گران
شکوه از سنگ ملامت نیست مجنون مرا
بر دل مخمور کی رطل گران باشد گران؟
صحبت بی درد اگر یک لحظه باشد سهل نیست
درد اگر چه ذره ای باشد همان باشد گران
پیش اهل دل سخن از عالم فانی مگو
در بهاران جلوه برگ خزان باشد گران
هیچ نقشی بر دل روشن ضمیران بار نیست
موج هیهات است بر آب روان باشد گران
خشک مغزان را دماغ دولت و اقبال نیست
سایه بال هما بر استخوان باشد گران
یاد من صائب چه با آن خاطر نازک کند
سجده ام جایی که بر آن آستان باشد گران