از نگاه خیره چشم یار می گردد گران
از عیادت دایم این بیمار می گردد گران
این شعر به وصف درد و رنجی میپردازد که عاشق از دوری یار و بیماری دل دارد. شاعر در آن به تأثیرات منفی عشق و آرزوهای ناکام اشاره میکند و بیان میکند که هر چیزی که بر دل باردار انسان قرار گیرد، بر او سنگینی میکند. او همچنین به مشکلاتی که در زندگی به وجود میآید و چگونگی تحمل بارهای عاطفی میپردازد. در نهایت، به ناکامی و درد ناشی از پرسش و کنجکاوی دیگران در مورد حال دلش اشاره میکند. به طور کلی، شعر احساسی عمیق درباره عشق، درد و بار سنگین عواطف انسانی را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از نگاه خیره چشم یار می گردد گران
از عیادت دایم این بیمار می گردد گران
سر سبک چون شد ز می، دستار می گردد گران
وقت طوفان کف به دریابار می گردد گران
آه ازان آیینه رو کز بس صفا بر خاطرش
طوطی خوش حرف چون زنگار می گردد گران
کی به فکر حلقه آغوش ما خواهد فتاد؟
آن که او را بر کمر زنار می گردد گران
هر که منع از آرزوی دل کند بیمار را
گر بود عیسی، که بر بیمار می گردد گران
گر بود رطل گران بر دل گران مخمور را
کوه غم هم بر دل بیدار می گردد گران
هر چه غیر از بوی پیراهن بود، یعقوب را
بر دل و بر دیده خونبار می گردد گران
بار بردار از دل مردم که بر دوش زمین
برندارد هر که از دل بار، می گردد گران
هر رگ ابری که از احسان گرانبارم کند
بر دلم چون تیغ لنگردار می گردد گران
مشت آبی زن به روی خود که خواب بیخودی
بیشتر در دولت بیدار می گردد گران
از گرانجانی در آن عالم کنندش سنگسار
هر که بر دل خلق را بسیار می گردد گران
از دل پر خون نباشد شکوه خون آشام را
چون تهی شد شیشه بر خمار می گردد گران
خانه بر دوشان نمی گیرند در جایی قرار
سیل کی بر خاطر کهسار می گردد گران؟
نیست از بی باکی دلدار صائب غم مرا
درد من از پرسش اغیار می گردد گران