سالکان را کی دل از اسباب می گردد گران؟
خار و خس کی بر دل سیلاب می گردد گران؟
این شعر به توصیف حال و مقام سالکان و عاشقان حقیقت میپردازد و بر رشد و تحول روحی آنها تمرکز دارد. شاعر به زیبایی از دشواریهای زندگی و چالشهای درونی میگوید؛ از جمله محبت و طاعت که نیازمند دلسوزی و اشک است. با اشاره به غم و اندوه، نشان میدهد که حتی در شرایط سخت نیز زیباییها میتوانند وجود داشته باشند. او به تأثیر قدرت عشق و حقیقت بر دل اشاره میکند و میگوید که سالک باید از موانع و مشکلات نترسد، چرا که این سختیها در نهایت به رشد و کمال او کمک میکند. در ادامه، به آرامش و زیباییهای ناپایدار زندگی و اثرات زبان و نصیحت دیگران نیز اشاره میشود. در نهایت، شاعر با نگاهی عمیق به سرنوشت انسانها و دو دلی آنها اشاره میکند و میگوید که حقیقت در جستجوی دلهای هشیار و روشن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سالکان را کی دل از اسباب می گردد گران؟
خار و خس کی بر دل سیلاب می گردد گران؟
شرط طاعت چشم گریان و دل سوزان بود
شمع خامش بر دل محراب می گردد گران
می شکافد جوشن ابر سیه را تیغ برق
کوه غم کی بر دل بی تاب می گردد گران؟
نیست خون بی گناهان بار بر دل حسن را
از شفق کی مهر عالمتاب می گردد گران؟
قلقل مینا مرا در چشم می ریزد نمک
خواب هر چند از صدای آب می گردد گران
میکشان را می شود بر خاطر نازک سبک
جام هر چند از شراب ناب می گردد گران
حرف تلخ ناصحان افسانه خوابش شود
هر که را سر از شراب ناب می گردد گران
بستر نرم است خار پیرهن دل زنده را
گرز مخمل دیگران را خواب می گردد گران
روشنایی رهروان شوق را بال و پرست
غافلان را خواب در مهتاب می گردد گران
از سبکروحان دل روشن گرانی می کشد
بر دل آیینه ام سیماب می گردد گران
پیش روشن گوهران هر کس لب خود وا کند
چون صدف از گوهر سیراب می گردد گران
سالک از کلفت نیندیشد که گردد تندتر
هر قدر از گرد ره سیلاب می گردد گران
دولت سنگین دلان را نعل در آتش بود
در زمین نرم پای آب می گردد گران
صائب از زخم زبان سرگشتگان را باک نیست
خار و خس کی بر دل گرداب می گردد گران؟