غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ترم چون حباب از هوایی که دارم

که می ریزد از هم بنایی که دارم

۲

امیدم به دست و پایی است، ورنه

چه کار آید از دست و پایی که دارم

۳

به خورشید خواهد چو صبحم رساندن

دل ساده از مدعایی که دارم

۴

نمانم به جا هیچ افتاده ای را

به منزل برم نقش پایی که دارم

۵

بود استخوان روزیم گر جهان را

به دولت رساند همایی که دارم

۶

سپندست کز جا جهد جا نماید

درین انجمن آشنایی که دارم

۷

سخن می شود دلنشین زود صائب

اگر دل دهد دلربایی که دارم

بازگشت به سروده‌های صائب