غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حوصله وصل آن نگار ندارم

دام به اندازه شکار ندارم

۲

گوهر دریای بیکرانه عشقم

در صدف آسمان قرار ندارم

۳

صحبت من در مذاق عشق گواراست

باده روحانیم خمار ندارم

۴

شکوه تراوش نمی کند ز زبانم

آتش حل کرده ام شرار ندارم

۵

موجه بی دست و پای قلزم شوقم

در سفر خویش اختیار ندارم

۶

دست و دم سرد گشته است ز عالم

کار چو صائب به هیچ کار ندارم

بازگشت به سروده‌های صائب