غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم

این گوهر سیراب به شبنم نفروشیم

۲

مشکل بود از حسن گلوسوز گذشتن

ما تشنگی خویش به زمزم نفروشیم

۳

قانع نتوان شد به صباحت ز ملاحت

ما زخم نمکسود به مرهم نفروشیم

۴

صحرای جنون نیست کم از ملک سلیمان

ما حلقه زنجیر به خاتم نفروشیم

۵

ما سوختگان دولت پاینده غم را

چون صبح به خوشحالی یک دم نفروشیم

۶

یوسف به زر قلب فروشان دگرانند

ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم

بازگشت به سروده‌های صائب