غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بر دل غم سیم و زر دنیا نگذاریم

بار خر دجال به عیس نگذاریم

۲

خضر ره ما گرمروان عزم درست است

سر در پی هر بادیه پیما نگذاریم

۳

پیداست که از موج سرابی چه گشاید

ما دل به تماشاگه دنیا نگذاریم

۴

محتاج به زینت نبود حسن خداداد

آن به که حنا بر ید بیضا نگذاریم

۵

تا دامن اطفال سبکبار نگردد

ما روی ز معموره به صحرا نگذاریم

۶

دیوانگی ما همه از رنج خمارست

از تاک چرا سلسله برپا نگذاریم؟

۷

ما را به ملامت نتوان توبه ز می داد

گر سر برود گردن مینا نگذاریم

۸

صائب به رخ ما در دولت نگشاید

تا رو به نهانخانه عنقا نگذاریم

بازگشت به سروده‌های صائب