غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم

در دامن فردوس برین وا نکشیدیم

۲

در دیده ما دام تماشای دو عالم

زان است که گردن به تماشا نکشیدیم

۳

مردی نبود خاطر اطفال شکستن

ما رخت ز معموره به صحرا نکشیدیم

۴

در غورگی از سلسله تاک بریدیم

خود را به پریخانه مینا نکشیدیم

۵

چون شبنم گل چشم چراندیم و گذشتیم

یک چاشت درین سبز چمن وا نکشیدیم

۶

آسوده نگشتیم ز وسواس مداوا

تا دست خود از دست مسیحا نکشیدیم

۷

شیرین سخنان را نگرفتیم سر گوش

تا همچو گهر تلخی دریا نکشیدیم

۸

در دامن ما صد گل بی خار فرو ریخت

آن خار که از آبله پا نکشیدیم

۹

صائب نکشیدند ز ما دست حریفان

تا دست ز معشوقه دنیا نکشیدیم

بازگشت به سروده‌های صائب