در پله آغاز ز انجام گذشتیم
از مصر برون نامده از شام گذشتیم
این شعر به توصیف سفری روحانی و پرپیمایش میپردازد که شاعر در آن از موانع و چالشهای مختلف عبور میکند. او به مراحل مختلف زندگی اشاره میکند و از تجربیاتش در این مسیر میگوید. شاعر از گذر از مشکلات و ناملایمات، از خطرها و احساسات مختلف، و در نهایت از نتیجه نهایی این سفر سخن میگوید. او به این نکته اشاره دارد که با وجود سختیها و موانع، او همچنان به پیشرفت ادامه داده و از زندگی چیزهای زیادی آموخته است. در انتها، شاعر به زیباییها و مخاطرات عشق اشاره میکند و از تجربهی خود در این راه یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در پله آغاز ز انجام گذشتیم
از مصر برون نامده از شام گذشتیم
چون برق فتادیم به خاشاک تعلق
زین خاک جلوگیر به یک گام گذشتیم
در ابر سفید و لب خاموش خطرهاست
از گردن مینا و لب جام گذشتیم
بی نقطه شب یک الف روز ندیدیم
هر چند که بر صفحه ایام گذشتیم
در طالع ما نیست گرفتاری، اگرنه
صد بار فزون از نظر دام گذشتیم
الماس ندامت دل ما را نخراشید
تا همچو عقیق از هوس نام گذشتیم
از سود و زیان سفر عشق مپرسید
یک دانه نچیدیم و به صد دام گذشتیم
در سایه شمشیر شهادت نتپیدیم
زین قلزم خونخوار به آرام گذشتیم
در گلشن بیرنگ جهان چون گل خورشید
گر صبح شکفتیم سر شام گذشتیم
در باغ جهان چون ثمر نخل تمنا
صد حیف که خام آمده و خام گذشتیم
این آن غزل میر فصیحی است که فرمود
از پشته صبح و دره شام گذشتیم