غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم

یک رشته درین غمکده جز آه نرشتیم

۲

چون آبله در زیر قدم راهروان را

بردیم بسر عمری و هموار نگشتیم

۳

با گرمروی چون جرس از ناله شبگیر

یک خفته درین بادیه بر جای نهشتیم

۴

از دانه ناگشته چه امید توان داشت؟

افسوس بود حاصل تخمی که نکشتیم

۵

نقصان نکند هیچ کس از جود و سخاوت

در خوشه رسیدیم گر از دانه گذشتیم

۶

از بوته به سیم و زر خالص نرسد نقص

با ما چه کند دوزخ اگر پاک سرشتیم

۷

هر چند ز بی بال و پری خانه نشینیم

چون آهوی وحشت زده در دامن دشتیم

۸

در مشق جنون گرچه سر آمد همه عمر

سطری که توان داد به دستی ننوشتیم

۹

این آن غزل سعدی شیراز که فرمود

خرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم

بازگشت به سروده‌های صائب