کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
در ماتم غمهای جگر خوار نشینم
این غزل از شاعر به بیان عشق و آرزوهای او پرداخته است. شاعر آرزو دارد که در کنار معشوق خود در میکده بنشیند و از غم و اندوه رهایی یابد. او گاهی خود را به حبابی تشبیه میکند که با نغمهها و آهنگها به زندگی و شادی میآید. همچنین به وزن سنگین غمها و مشکلات عقل اشاره میکند و بیان میکند که زیبایی و حسن معشوقش او را به انتظار نگاه آن دختر وا میدارد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که هیچ مانعی نمیتواند او را از عاشقی و سرودن شعر بازدارد، زیرا این کارها برای او از بیکاری بهتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
در ماتم غمهای جگر خوار نشینم
مانند حباب از دل می سر بدر آرم
با نغمه به یک پرده و یک تار نشینم
هر مصلحت عقل کم از کوه غمی نیست
کو رطل گرانی که سبکبار نشینم؟
حسن رخ گل چشم به راه نگه ماست
از همت پست است که با خار نشینم
آه این چه حجاب است که از شرم رخ تو
در خانه خود روی به دیوار نشینم
صائب چه کنی منع من از عاشقی و شعر؟
اینها به ازان نیست که بیکار نشینم؟