ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
چون شعله التفات به هر خس نمی کنیم
این شعر به احساس آزادی و استقلال شاعر اشاره دارد. او بیان میکند که به هیچ کس و ناکسی دل نمیبندد و به آسانی تحت تأثیر دیگران قرار نمیگیرد. شاعر از نرمی و زیبایی خود میگوید، اما تاکید دارد که به تملق و چاپلوسی نیازی نیست. او شجاعت و قدرت خود را با ویژگیهایی چون آفتاب و کمان مقایسه میکند و نشان میدهد که در برابر چالشها تسلیم نمیشود. همچنین، او از بیکاری و مصرفگرایی انتقاد میکند و خود را از بندهای حرص و طمع آزاد میداند. در کل، این شعر به طرز تفکر مستقل و عدم وابستگی به نظرات و ارزشهای جامعه اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
چون شعله التفات به هر خس نمی کنیم
خلق ملایم است قبای حریر ما
ما زیب تن ز جامه اطلس نمی کنیم
درگردشیم ما به سر خود چو آفتاب
مانند سایه پیروی کس نمی کنیم
پشت هزار سخت کمان را شکسته ایم
اندیشه از سپهر مقوس نمی کنیم
ما چون سبو ز خانه بدوشان مشربیم
در میکشی ملاحظه از کس نمی کنیم
سیل ار رسد به خانه ما، کوچه می دهیم
ما پیش طاق خانه مقرنس نمی کنیم
ما چون کمان ز خانه بدوشان جرأتیم
چون تیر ازان ز سیر و سفر بس نمی کنیم
بر طعمه خسان که پر از موی منت است
آلوده چنگ حرص چو کرکس نمی کنیم