غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم

درمانده متابعت نفس سرکشیم

۲

کردند پای بوس هدف تیرهای راست

ما از کجی مقید زندان ترکشیم

۳

موج سراب در دل شب آرمیده است

ما روز و شب ز طول امل در کشاکشیم

۴

چون خار اگر گلی نشکفت از وجود ما

از جسم زار سلسله جنبان آتشیم

۵

در جام لاله ریخت نمک سردی خزان

ما از می غرور همان مست و سرخوشیم

۶

چیدند گل ز دولت بیدار غافلان

ما همچو خوابهای پریشان مشوشیم

۷

دیویم چون ز خویش خبر دار می شویم

چون بیخبر شویم ز هستی پریوشیم

۸

صائب چو موج بر سر این بحر بیکنار

دایم ز خوش عنانی خود در کشاکشیم

بازگشت به سروده‌های صائب