نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
بیرون به زور همت ازین ششدر آمدیم
این شعر به توصیف زندگی و تلاش شاعر در مواجهه با چالشها و مشکلات میپردازد. شاعر اشاره میکند که علیرغم سختیها و ناکامیها، او و همنسلانش به طریقی از این زندگی عبور کرده و تأثیراتی بر دیگران گذاشتهاند. تشبیههایی چون "مردم از سایه ما فیض میبرند" نشاندهندهی تأثیر مثبت آنها بر دیگران است. همچنین، با استفاده از تصاویری مانند "ما را به چشم شور حسودان گداختند" و "در گلخن جهان پی خاکستر آمدیم"، شاعر به رنجها و دشواریهایی که در این مسیر متحمل شده، اشاره میکند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میورزد که هرچند با مشکلات زیادی مواجه بودهاند، اما به دنبال روشنایی و به معنای واقعی زندگی رفتهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
بیرون به زور همت ازین ششدر آمدیم
مردم همان ز سایه ما فیض می برند
مانند سرو و بید اگر بی بر آمدیم
از زهر سبز شد قلم استخوان ما
تا در مذاق اهل جهان شکر آمدیم
ای عمر برق سیر، شتاب اینقدر چرا
آخر به این جهان نه پی اخگر آمدیم
صائب فتاد اطلس گردون به پای ما
روزی که از لباس تعلق بر آمدیم
گشتیم خاک تا ز فلک برتر آمدیم
مردیم تا ز بحر فنا بر سر آمدیم
چندین هزار بار فشاندیم خویش را
تا همچو آب در نظر گوهر آمدیم
چون باده آب شد ز لگد استخوان ما
تا از حریم خم به لب ساغر آمدیم
خوشوقت شد دماغ پریشان روزگار
روزی که ما چو عود به این مجمر آمدیم
ما را به چشم شور، حسودان گداختند
هر چند تشنه لب ز لب کوثر آمدیم
چون کاروان آینه از زنگبار چرخ
در گلخن جهان پی خاکستر آمدیم
آیینه را به دامن تر تا به کی نهیم؟
آخر به این جهان پی روشنگر آمدیم
ای قلزم کرم بفشان گرد راه ما
چون سیل اگر چه بی ادب و خودسر آمدیم