غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم

در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم

۲

گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند

ابرو ترش نساخته بر سر کشیده ایم

۳

در پرده دل است شب و روز عیش ما

دایم چو غنچه سر به ته پر کشیده ایم

۴

شاخ شکوفه ایم، سبیل است سیم ما

چون نوبهار رشته ز گوهر کشیده ایم

۵

از داغ لاله نامه ما دل سیه ترست

چون لاله بس که باده احمر کشیده ایم

۶

هرگز ز پیش چشم چو مژگان نمی رود

خاری که در ره تو ز پا بر کشیده ایم

۷

از نقش بوریای قناعت، که سبز باد!

صائب همیشه صفحه مسطر کشیده ایم

بازگشت به سروده‌های صائب