در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و تجربیات زندگی میپردازد. او از قدرت کلام و زبان به عنوان ابزاری برای بیان خود بهره میبرد. استفاده از اصطلاحات و تصاویری مانند تیغ، حنظل، شاخ شکوفه و لاله، نشاندهنده تضادها و احساسات مختلفی است که شاعر تجربه کرده و به نوعی حیات و زیبایی را در کنار درد و رنج توصیف میکند. به طور کلی، این متن بیانگر تلاش شاعر برای یافتن لذت و زیبایی در زندگی رغم پیچیدگیها و دردهای آن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند
ابرو ترش نساخته بر سر کشیده ایم
در پرده دل است شب و روز عیش ما
دایم چو غنچه سر به ته پر کشیده ایم
شاخ شکوفه ایم، سبیل است سیم ما
چون نوبهار رشته ز گوهر کشیده ایم
از داغ لاله نامه ما دل سیه ترست
چون لاله بس که باده احمر کشیده ایم
هرگز ز پیش چشم چو مژگان نمی رود
خاری که در ره تو ز پا بر کشیده ایم
از نقش بوریای قناعت، که سبز باد!
صائب همیشه صفحه مسطر کشیده ایم