غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما پرده از حقیقت عالم کشیده‌ایم

در غورگی به نشئه این می رسیده‌ایم

۲

سرمشق بی‌نیازی ارباب همت است

این خط باطلی که به عالم کشیده‌ایم

۳

از برگ‌ریز تفرقه آزاد گشته‌ایم

چون غنچه تا به کنج دل خود خزیده‌ایم

۴

باریم، اگر چه بر دل کس بار نیستیم

خاریم، اگر چه در جگر خود خلیده‌ایم

۵

چون خامه سوخته است نفس در گلوی ما

از لفظ تا به عالم معنی رسیده‌ایم

۶

تیغ زبان به حوصله ما چه می‌کند؟

ما چون نگاه بر صف مژگان دویده‌ایم

بازگشت به سروده‌های صائب