غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از آه دام موج به دریا فکنده ایم

از اشک تخم لاله به صحرا فکنده ایم

۲

یک روز با حباب به کشتی نشسته ایم

همراه موج سلسله بر پا فکنده ایم

۳

بر چهره ای که آب شود از نگاه گرم

غفلت نگر که طرح تماشا فکنده ایم

۴

ما انتظار شور قیامت نمی کشیم

سنگی به شیشه خانه دلها فکنده ایم

۵

کی به شود به مرهم زنگار آسمان؟

زخمی که ما به دل ز تمنا فکنده ایم

۶

توفیق از رفاقت ما دست شسته است

امروز را،ز بس که به فردا فکنده ایم

۷

رنگ شکسته کم ز زبان شکسته نیست

ما عرض حال خویش به سیما فکنده ایم

۸

امروز ریشه گل بی خار گشته است

خاری که ما به چشم تماشا فکنده ایم

۹

صائب به دولت دو جهانی رسیده است

ما چون همای سایه به هر جا فکنده ایم

بازگشت به سروده‌های صائب