غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چندین کتاب در گرو باده کرده ایم

تا از غبار، صفحه دل ساده کرده ایم

۲

امروز نیست دست سبو زیر بار ما

دایم مدد به مردم افتاده کرده ایم

۳

از ترکتاز حادثه از جا نمی رویم

بر گرد خود حصار، خم باده کرده ایم

۴

در آفتاب زرد خزان خنده می زنیم

خود را چو سرو از ثمر آزاده کرده ایم

۵

دشمن ز سنگ خاره اگر ساخته است دل

ما هم ز شیشه جوشنی آماده کرده ایم

۶

راز دو کون در نظر ما دو عینک است

تا همچو آبگینه ورق ساده کرده ایم

۷

صائب به طرف جبهه ما نیست چین منع

ما قفل خانه از دل بگشاده کرده ایم

بازگشت به سروده‌های صائب